متن سخنرانی حاج سعید تکلو را می خوانید:
 
حاج سعید تکلو
شالوده ی اسلام محبت اهل بیت(ع) است
امام  صادق عليه السلام مي فرمايند:
لِکُلِّ شَي‏ءٍ أساسٌ وأساسُ الإسلامِ حُبُّنا أهلَ البَيتِ 1 هر چيزى را شالوده‏ اى است و شالوده اسلام ، دوستدارى ما اهل بيت‏ است. 

خداي متعال در هيچ سينه اي دو قلب قرار نداده است. قلب به معني محل ادراک و عاطفه انسان است که يا جاي خدا است و يا جاي شيطان. قلب دائما در حال دريافت پيام از طرف خدا، ملائک و معنويت بوده و یا بالعکس شيطان در حال فرستادن پيام هايي براي تسخير دل انسان ها است. هر چه قدر شيطان نفوذ کند خدا فراموش مي شود و بالعکس. قلب انسان جاي يکي از اين دو است و هر دو باهم یکجا نمی شوند. خداوند مي فرمايد: حرام است بر کسي طعم ايمان را بچشد در حالي که طعم دنيا در کامش باشد. اگر طعم ايمان را بخواهد بچشد بايد طعم دنيا از دهانش بيرون رود. انسان فکر مي کند مي تواند هم به دنيا و هم به اهل بيت علاقه مند باشد. اين به این معني نيست که دنيا و آخرت از هم جدا هستند. عده اي در زمان پيامبر اکرم صل الله عليه و آله براي زندگي به غار رفتند وقتي پيامبر شنيدند نزد انها رفته و پرسيدند: من که هستم؟ گفتند: پيامبر ما هستيد.

ادامه مطلب :

ل خدا پرسيدند: اينجا چه مي کنيد؟ من که پيامبر شما هستم به تجارت و امرار معاش مشغول و صاحب همسر و فرزند هستم. شما از چه کسي الگو برداري مي کنيد؟ آنها گفتند: لا رهبانيّت في الاسلام2 ما در اسلام رهبانيّت نداريم. خداي متعادل ما را دراين روابط اجتماعي به وجود آورده و قرار نيست تارک دنيا شويم. داشتن ماديات براي مرد بد نيست. پيامبر اکرم صل الله عليه و آله مي فرمايند سه چيز در دنيا براي مرد سعادت است. يکي خانه وسيع، مرکب راه راه و همسر همراه3 

e="text-align: justify;">
از دنیا گذشتن یعنی زاهد بودن
پس اين که بايد از دنيا گذشت به چه معناست . مي فرمايد: از دنيا گذشتن يعني زاهد شدن. امام علي عليه السلام فرمودند: شما سه دسته ايد يا راغبيد يا صابريد يا زاهديد. راغب کسي  است که دنيا را به هر قيمتي مي خواهد و اگر طعم دنيا را بچشد برايش بس است. دسته دوم صابرين که در مقابل اتفاقات دنيا خود را محافظت مي کنند. در مقابل عمل حرام و گناه صبر مي کنند ولي دلشان راضي نيست و در ته دل اعتراضي نسبت به خدا دارند ولي صبر مي کنند. دسته سوم زاهدين که طعم ايمان را مي چشند و آمد و رفت دنيا برايشان مهم نيست. به اين مرتبه رسيدن ساده نيست. معناي زهد به معني نداشتن دنيا نيست بلکه عدم وابستگي است. 

شیخ عبدالله انصاری و عدم وابستگی به دنیا
شيخ عبدالله انصاري داراي ثروت فراوان بود. درويشي نزد ايشان رفت و گفت شما اين همه دارايي داريد در صورتي که من از صبح تا شب در حال رفت و امد هستم و از دنيا استفاده مي کنم در حالي که شما در بند اين خانه و اموالتان هستيد. شيخ فرمودند: شما سخن درستي گفتيد بهتر است با هم برويم. چند قدمي که از خانه شيخ دور شدند درويش گفت بايد برگرديم من کشکول خود را جا گذاشته ام. شيخ گفت: من تمام  زندگيم را رها کردم و همراه تو امدم حال تو مي خواهي به خاطر يک کشکول برگردي. پس ببين که تو به ان کشکول وابسته اي و من به همه ان خانه و زندگي وابسته نبودم.

هم دنیا و هم اخرت
اسلام به انسان نمي گويد چيزي نداشته باشد و اين تفکر غلط است. عاقبت را داشتن به معني نداشتن دنيا نيست. امام علي عليه السلام فرمودند: هر کس به خاطر اخرتش از دنيا بگذرد، نه دنيا را دارد و نه اخرت را 4خداوند به انسان دستور داده است در زندگي تلاش کند به نيازهايش برسد و در اين مسير موفق به رسيدن به خدا شود. به همين دليل به انسان اختيار داده شده است وقتي به دنيا مي ايد دست بسته امده و در هنگام مرگ نيز همين طور است.

آمدن انسان به دنيا در اين زمان محدود براي امتحاني است که خداوند مقرر کرده در مقام قضا و قدر خداوند مجبور است و در مقام تفيض مختار است و به همان اندازه که مجبور است اختيار دارد. لا اکراه في الدين 5 در دين شما هيچ اجباري نيست . انسان مي تواند هر ديني را انتخاب کند ولي در اخرت بابت اين انتخاب مورد سوال قرار مي گيرد. انسان در حد فاصل حيوانات و ملائکه  قرار دارد . وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضتمام  زمين و اسمان به تسخير انسان است و مي تواند با اختيارش دارد از
آنها استفاده کند. وقتي کسي زاهد است در زندگي دنبال خدا است.

تمام محبت های دنیا مجازی است 
در عالم دو نوع محبت وجود دارد. يکي محبت به اهل بيت و ديگري محبت به غير اهل بيت. تمام محبت هاي عالم مجازي است. مثل گوشي موبايل که در ان مفاتيح و قران هست که وقتي قرآن ان لمس شود ايراد ندارد چون مجازي است و حکم صفحات قران را ندارد. محبت به رفيق، همسر، فرزند، مال و پست مجازي است و حقيقي نيست و با اینکه انها علاقه داريم ولي ماندگاري ندارند. گاهي به علت وابستگي  به اين علائق مجازي انسان را به حقيقت باز مي دارد.

داستان مجنون و شتر عاشق
مجنون به ليلي علاقه داشت و قصد داشت به مقابل در ليلي برود. شترش به تازگي بچه دار شده بود مجنون سوار شترش شد و براه افتاد به قدري غرق در افکار ليلي شد که افسار از دستش داد و وقتي به خود امد متوجه شد مقابل در خانه خودش است. شتر ماده به خاطر عشق فرزندش به خانه برگشته بود. و اين اتفاق دوباره اتفاق افتاد در بار سوم به شترش گفت: 


ما دو تا چون هر دو تامان عاشقيم         ما دو کس بس همراه نالايقيم

 
گاهي در دل علاقه به امام حسين عليه السلام و اهل بيت داريم ودر مقابل به دنياي مجازي علاقه داريم . اين علاقه به علت اين است که انها دست ما را گرفته اند. اگر از امام جا بماند و يا از او فراتر حرکت کند دستش از دست امامش جدا مي شود. الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ7 . قدرت اختيار را خدا به انسان داده تا غير از خدا و اهل بيت به دنيا هم اختيار وابستگي داشته باشد و این امتحان است. ولي آيا خداوند راضي است؟
انتخاب انسان است که نَفَسش را خرج خدا کند يا شيطان را.
فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلا حسين جان خدا مي خواهد تو را کشته ببيند. ايا خداوند راضي است بنده اش  را کشته ببيند؟ خير. ان الله شاء و لم يرض به. خدا راضي به کشته شدن نيست ولي اجازه مي دهد کشته شود تا تکليف ديگر بنده ها روشن شود و مشخص شود با او هستند يا خير. خدا به انسان چشم داده و اختيار اين را داده که به نامحرم نگاه کند يا به خطوط قران . گوش، زبان و دیگر جوارح انسان هم به انتخاب انسان عمل مي کنند. خداوند به انسان اجازه انتخاب مي دهد ولي انسان روز قيامت می فهمد با اين نعمتها چه کاري کرده است. خدا اختيار و اجازه داده ولي انسان بايد بداند رضايت خدا وند متعال در چيست. 

رضایت خدا در رضایت حضرت فاطمه سلام الله علیها
خدا راضي مي شود به رضاي حضرت فاطمه سلام الله عليها و غضب مي کند به غضب حضرت فاطمه سلام الله عليها9. در روز قيامت انسان را از فيلتر حضرت فاطمه سلام الله عليها و فرزندانشان رد مي کنند. در سوره کوثر اعجازي وجود دارد. دراين سوره کلماتی هست که در قران تکراري نشده است. مغرضين هم قادر نبودند که بگويند که اين سوره براي حضرت فاطمه سلام الله عليها نيست. در اخر سوره به کلمه ابتر مي رسيم. 

ابتر یعنی دنباله نداشتن نسل
عاص بن وائل مقابل مسجد ايستاده بود و با نبي اکرم صل الله عليه و اله صحبت مي کرد عده اي همراه او بودند و به او گفتند: بيا برويم معطل نکن. او اشاره به پيامبر کرد و گفت: در حال صحبت کردن با اين ابتر بودم (ابتر به معني کسي که دنباله ندارد). پيامبر  اکرم صل الله علیه و آله دلش شکسته شد. جبرائيل امد و سوره کوثر بر او نازل شد. در تمام بشر فقط نسل دو نفر مشخص است. اول حضرت ادم است که همه انسانها از نسل ايشان هستند دوم وجود حضرت محمد صل الله عليه و آله .

بعد از 1400 سال اين موضوع اشکار است. درآيه ان شانئک هو الابتر خداوند به پيغمبرش مي فرمايد: هر کس به فاطمه و فرزندانش متصل شود به حوزه کوثر اضافه مي شود هرکس و هر عملي به حضرت فاطمه سلام الله عليها وصل نباشد ابتر است. هر نفسي که در دنيا هيچ کمکي به اخرت انسان نکند ابتر است.حتي غذا خوردن براي عبادت وخدمت به حضرت فاطمه سلام اله عليها شود کوثر است و اگر خرج کار مباح شود ابتر است. چيزي به کوثر وصل مي شود که حضرت فاطمه سلام الله عليها و فرزندانش وصل باشد.

موضوعات: بدون موضوع, کلام نور  لینک ثابت



[یکشنبه 1395-12-15] [ 04:15:00 ب.ظ ]