آخرین نظرات

در پاسخ به: دوستى و دشمنى براى خدا

نظر از: [عضو]

مدیریت استانی لرستان

سلام علیکم
بسیار دلنشین و جالب بود. متشکرم
به یاد این فراز زیارت عاشورا افتادم ” انّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم …”
موفق باشید .

1395/10/29 @ 10:52

در پاسخ به: دوستى و دشمنى براى خدا

نظر از: [عضو]

5 stars

أوحی الله الی بعض الأنبیاء: أما زهدک فی الدنیا فتعجلک الراحة، و أما انقطائک الی فیعززک بی، ولکن هل عادیت لی عدوا و والیت لی ولیا. [سیره و سخن پیشوایان؛ محمد علی کوشا؛ حلم چاپ اول 1384.] .
خداوند به یکی از انبیا وحی کرد: اما زهد تو در دنیا شتاب در آسودگی است و اما رو کردن تو به من، مایه‏ی عزت توست، ولی آیا با دشمن من دشمنی، و با دوست من دوستی کردی؟

پی نوشت:
[1] تحف العقول، ص 456 -455.

1395/10/28 @ 22:50
5 stars

الهی از همه گسسته و به تو پیوسته ام،
با همه وجود به تو روی آورده ام و از همه غیر از تو روی برتافته ام.
دست از انعام غیر تو فرو شسته ام،
زیرا دانستم که حاجت خواستنِ نیازمندی چون من از نیازمندی دیگران، عین سبک رأیی و آشفتگی است.
پس نیازم را تنها به بی نیازی چون تو وا می گویم.

الهی و ربی من لی غیرک

یا علی علیه السلام

1395/10/25 @ 19:27
5 stars

امام خامنه ای (مدظله العالی):
توقع بنده از مسئولین این است که حالا که رفتار دشمن شدت پیدا کرده است، شما هم رفاقت هاتان را با هم شدت بدهید و بیشتر با هم باشید. تقوا، صبر، میدان ندادن به احساسات سرکش، ملاحظه مصالح کشور، متمرکز کردن همه توان و نیرو برای حل مشکلات مردم و مشکلات کشور؛ این توقع ماست.

1395/10/25 @ 19:25

در پاسخ به: دعاهای سجده شکر

نظر از: [عضو]

5 stars

سلام
ممنون از مطلب خوبتون
یاعلی علیه السلام

1395/10/24 @ 20:02
4 stars

با سلام و احترام
ضمن تشکر مطلب شما در منتخب ها درج گردید.
موفق باشید

———–
امام حسن عسکری علیه السلام:
«كَفاكَ أَدَبًا تَجَنُّبُكَ ما تَكْرَهُ مِنْ غَيْرِكَ.»:
در مقام ادب براى تو همين بس كه آنچه براى ديگران نميپسندى، خود، از آن دورى كنى.
(مسند الامام العسکري، ص288)

1395/10/18 @ 00:35

در پاسخ به: یا مهدی ....

نظر از: [عضو]

5 stars

با سلام

اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است
دولت سرای حضرت عبدالعظیم است

صاحب لوای این حرم شاهی کریم است
تنها پناه بی پناهان این حریم است

با لطف این آقا گدا عبد خدا شد
هرسائلی در این حرم حاجت روا شد

بوی حسن دارد ضریح دل ربایش
قربان رنگ سبز این گلدسته هایش

اینجا غمی دیرینه دارد گریه هایش
این سرزمین خیلی گران باشد بهایش

این خاک را وعده به یک نامرد دادند
داغ حسین را بر دل زهرا نهادند

شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده
بر روی اسرارش خدا پرده کشیده

از راه می آید زنی قامت خمیده
لب میگذارد روی حلقوم بریده

فریادهای یا بنی پا بگیرد
حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد

روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد
جایی برای بوسه ی مادر ندارد

گیسوی خود را ریخته روی گلویش
مادر بود اینگونه شکل گفتگویش

گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ
برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ

دیدم خودم در عصر عاشورا بنی
افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ

من بی وضو موی تو را شانه نکردم
حالا به دنبال سرت باید بگردم

از تشنگی لبهای عطشانت به هم خورد
ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد

از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد
آیه آیه نذر قرآنت به هم خورد

راه تو را در گودی گودال بستند
بر پیکر تو نیزه ها را می شکستند
قاسم نعمتی

یا علی علیه السلام

1395/10/11 @ 20:39