استاد فاطمی نیا: اگر ندانی لقمه ای حرام است و بخوری؛ اثر وضعی و سوء ندارد

 

متن سخنرانی استاد فاطمی نیا:

 

استاد فاطمی نیا
 

دامهای شیطان خیلی زیاد هستند

اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ التَّمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ1؛ روح دعا را در صحیفه سجادیه باید دریابیم جنبه تعلیمی دارد. “اجعل” در اینجا به معنای برگرداندن است؛ خدایا عوض کن آنچه را شیطان در باطن من القا می کند از تمنی، حسد و به ذکر عظمتت بدل کن. در لغت می نویسند “القا” در اصل پرت و انداختن اشیاست؛ القا کردن شیطان هم همین است مثل اینکه ما یک فکری را به فردی القا می کنیم و در او فکری را بوجود می آوریم.

دام شیطان یکی دوتا نیست و خیلی زیاد است گاهی وقتها آرزوهای بی جهت و غیرمعقول در انسان بوجود می آورد. شیطان تمنی ها و تظنی ها و حسد را به انسان القا می کند و سبب می شود انسان آرزوهای غیرمعقول کند یا گمانهای غیرمعقول؛ امام از خدا می خواهد اینهایی که شیطان به انسان القا می کند را تبدیل به ذکر درباب عظمت خدا کند.

عبادت همان تفکر در کار خداست

وَ تَفَكُّراً فِي قُدْرَتِكَ؛ و تفکر کنم در قدرتت؛ غزالی گفته است: حقیقت تفکر طلب یک علم غیربدیهی است کما اینکه فکر کنید آخرت باقی است و دنیا هم فانی است. این فکر را کند علم حاصل می شود به اینکه آخرت بهتر از دنیاست و او را وادار می کند برای عمل به آخرت. در حدیث داریم یک ساعت و قدری از وقت اگر انسان تفکر صحیح کند بهتر از 70 سال عبادت است که در آن تفکر نباشد.

از حضرت رضا علیه السلام: عبادت زیادی نماز و روزه نیست؛ عبادت همان تفکر در کار خداست. اینکه من از کجا آمده ام و به کجا می روم.

زمخشری در “ربیع الابرار” حکایت کرده: «نزدیک امام سجاد علیه السلام آبی گذاشته اند در وقت اورادش، دستش را در آب گذاشت تا وضو را شروع کند سرش را بلند کرد و به آسمان و ماه و ستاره ها نگاه کرد و در خلقت آنها فکر می کرد که برای چیست؟ در همین تفکرات بودند که صبح شد و موذن هم اذان گفت و دستشان در آب بود.» تفکر کردن هم عبادت است.

وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّكَ‏؛ و اینکه چطور تدبیر کنم با دشمن منظور شیطان است. یعنی به جای افکار بیهوده اینها را در من قرار بده.

لزوم پرهیز از صب و ناسزا

وَ مَا أَجْرَى عَلَى لِسَانِي مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ أَوْ هُجْرٍ أَوْ شَتْمِ عِرْضٍ أَوْ شَهَادَةِ بَاطِلٍ أَوِ اغْتِيَابِ مُؤْمِنٍ غَائِبٍ أَوْ سَبِّ حَاضِرٍ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ‏ نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ؛ چیزهایی که شیطان بر زبان من جاری می کند از قبیل هر ناسزا و لغو و دشنام در آبرو، يا شهادت باطل، يا غيبت مؤمن غايب يا ناسزا به حاضران و از اين گونه را تبدیل کن به اینکه حمد تو را بر زبان جاری کنم.

صب و ناسزا خیلی بد است؛ امیرالمومنین علیه السلام اول مظلوم عالم است و با همه ی مظلومیتش اصحابش را صدا زد و فرمود: من دوست ندارم شما از ناسزاگویان باشید. اگر کسی کار بدی کرده شما کار بدش را بگویید.

ادامه مطلب :

زیاد حرف زدن حق الناس است

یک معنای “هُجْرٍ” گفتار زشت و فحش است و معنای دیگرش این است که صحبت کردن زیاد در چیزی که سزاوار نیست؛ شما مثلا می خواهید از خواص عدس صحبت کنید اما دیگر مجلس را قبضه نکنید! زیاد حرف زدن حق الناس و ظلم است.

ابن اثیر در معنای “شَتْمِ عِرْضٍ” گفته: عرض عبارت است از جایگاه مدح و ذم در انسان چه در خودش باشد چه در گذشتگانش؛ مثلا پدربزرگ دانشمندی داشته یا خودش عیبی داشته حال آن عیب را بگوییم متعرض به عرض او شدن است خلاصه برخوردن به آبروست و متعرض به آبروی کسی شدن را شتم عرض می گویند.

“شَهَادَةِ بَاطِلٍ”؛ مثلا همسایه یا دوست شما را به دادگاه برده اند و از تو می خواهد بیا شهادت بده، اما رب العالمین بالای سر انسان است و دوستی اینجا فایده ای ندارد. دهان و گلو دروازه کشور وجود است.

چهار توصیه لقمان به فرزندش

لقمان خیلی فرد بزرگی بوده حتی در قران نامش آمده، بزرگی می گفت اگر عمار و یاسر و میثم تمار قبل از نزول قرآن می بودند قران از آنها اسم می برد، چون معاصر با قرآن بودند نامی از آنها برده نشده چون برای خود قرآن خطر داشته، خدا می خواسته قرآن حفظ شود اگر خدا بعضی اسامی را در قرآن می آورد حفظ نمی شد. در حدیث دیدم قریب به این مضامین که لقمان به پسرش فرمود: از تعالیم 400 پیغمبر 4 چیز برایت درآوردم و اینها را حفظ کن:

1- اگر در منزل کسی بودی چشمت را حفظ کن؛ جوانمرد باش و عیال و دختر میزبان که از تو پذیرایی می کنند چشم چرانی نکن و به اجناس خانه خیلی نگاه کن و در عوض آن یاد خدا کن.

2- در کنار طعام که بودی حلقت را حفظ کن و همه چیز نخور؛ چیزهایی که شک داری نخور. بعضی جوانان مقدس شک های بیخودی می کنند مثلا خانمشان باردار است و به مهمانی که می روند و میگویند مالش مشکوک است؛ به او می گویم این از شیطان است به مهمانی برو و دل آنها را نشکان، تشخیص دادن حرام خیلی مشکل است و تشخیص دادنش زحمت است، امام صادق علیه السلام فرمود: همه چیز بر تو حلال است مگر اینکه بعینه ببینی.

اگر ندانی لقمه ای حرام است اثر سوء ندارد

منبرهای مفیدی و مضری هم در گذشته و هم در حال داریم مثلا می گویند: شما لقمه حرام را می خورید ولو ندانی حرام است اثر خودش را می گذارد. می گویم چطور؟ می گویند: شما اگر مشروب بخوری و ندانی مشروب است باز مست می شوی. می گویم: مغالطه نکن خواص عنصری شراب انسان را مست می کند اما این نان برای حرام بودنش است، اگر بدانی حرام است حرام می شود و اگر ندانی حرام نمی شود. شما به منزل کسی بروید که تمام اموالش حرام است اگر شما ندانید هر چه در آنجا بخوری اثر وضعی ندارد و مخالف عدل خداست.

یا می گویند لقمه حرام خورد و نماز شبش جا ماند و … اینطور نیست، یک استاد داشتم که می فرمود: فقط یک تبصره وجود دارد اهل ریاضت با خدا قرار می گذارند چیز شبهه دار نخورند و اگر بخورند کتک می خورند. ما اگر بدانیم حرام است نمی خوریم. پدر من می گفت: مردم هزارتا گناه انجام می دهند و کاسه و کوزه ها را بر سر لقمه حرام می شکنند. گناه اثر بد می گذارد عقوق والدین، بداخلاقی و لقمه حرام نماز شب را از انسان می گیرد.

پخش کردن خون در قیامت

3- در بین مردم که بودی زبانت را حفظ کن؛ یک چیزی را که یقین نداری نزن، فلان شبکه ی مخالف یک حرفی زده را وحی منزل ندان، اگر این گفتارت باعث شود کسی کشته شود چه می کنی؟ در حدیث داریم در روز قیامت برای بعضی ها خون پخش می کند و می گویند این خون مال تو. شخص می گوید من که در خانه بودم و کاری نکردم و … می گویند همان لاطائلات را که شنیدی از دشمنان و گفتی یک نفر کشته شد و این قدر از خونش به تو می رسد.

جشن تولد گرفتن خوب یا بد؟

نکته ی آخر خیلی مهم است یک استاد داشتم این را که می گفت حالش بد می شد و به زمین می چسبید؛

4- در نماز که هستی مراقب باطنت باش؛ آیت الله بهجت فرموده اند: این افکار بی اختیار می آید و گناه نیست؛ آیت الله بهجت ولی شناسی بود که رفت و تا قیامت بهجتی نخواهد بود. ولی من به سخن ایشان حاشیه ای زدم که درست است این افکار بی اختیار می آید اما ادامه دادن آن اختیاری است وقتی آمد آنها را دفع کن؛ مثلا می گویند فردا تولد فلانی است چه بپوشم؟ چه بپزم؟ این قدر که به این چیزها بها می دهند به مکارم اخلاق و خوبی ها هم اهمیت و بها دهند، عیبی ندارد تولد بگیرید و … مهم نیستند اما این قدر که روی اینها دقت می کنیم کاش به خوبی ها هم این قدر دقت می شد. تولد برای خانمت میگری دلش را نشکن اینها مهم تر است، خوبی ها را پیش ببریم. توقف افکار در نماز با تو است اگر سر نماز این افکار سراغت آمد سریع آنها را رد کن.

فلسفه سلام دادن در انتهای نماز

بزرگی می گفت: السلام علیکم در انتهای نماز به معنای این است که تو نزد حضرت حق رفته ای و فانی در آن شده ای و یک دفعه به میان خلق برگشته ای و می گویی السلام علیکم؛ یعنی تو در خانه ات نبودی و در محضر حق بوده ای و فانی شده ای، چطور کسی که از سفر برمی گردد و به همه سلام می دهد، این هم همان است.

وَ إِغْرَاقاً فِي الثَّنَاءِ عَلَيْكَ وَ ذَهَاباً فِي تَمْجِيدِكَ؛ (خدایا کمک و کمک کن در عوض آرزوهای بیخود و گمانهای بی مبنا، حسد، فحش، شتم عرض، شهادت های باطل) در ثنا کردن بر تو جدیت داشته باشم و اغراق کنم، بیان تمجید و مجد تو، اعتراف به احسانت کنم و متوجه نعمتهایت باشم. “ذَهَاباً” یعنی به کاری این قدر با تمرکز وارد شود که نمی تواند برگردد.

موضوعات: در محضر علما  لینک ثابت



[یکشنبه 1395-11-10] [ 10:16:00 ب.ظ ]